تبلیغات
پایگاه تخصصی زمین شناسی و جغرافیا - گفتگوی خدا و شیطان

خدا گفت : لیلی یک ماجراست , ماجرایی آکنده از من , ماجرایی که باید آن را بسازی
شیطان گفت : تنها یک اتفاق است , بنشین تا بیفتد
آنان که حرف شیطان را باور کردند نشستند ولی لیلی هیچ گاه اتفاق نیفتاد
مجنون اما رفت تا لیلی را بسازد
خدا گفت : لیلی درد است , تولدی به دست خویشتن
شیطان گفت : آسودگی ست , خیالی بس خوش
خدا گفت : لیلی رفتن است , عبور است و رد شدن
شیطان گفت : ماندن است , فرو رفتن در خود
خدا گفت : لیلی جستجوست , لیلی نرسیدن است و بخشیدن
شیطان گفت : خواستن است , گرفتن و تملک
خدا گفت : لیلی سخت است , دیر است و دور از دست
شیطان گفت : ساده است , همین جایی و دم دست
و دنیا پر شد از لیلی های زود , لیلی های ساده ی اینجایی , لیلی های نزدیک لحظه ای
خدا گفت : لیلی زندگی ست , زیستن از نوع دیگر
مجنون زیستن از نوع دیگر را برگزید و میدانست که لیلی تا ابد طول می کشد
لیلی جاودانه شد و دیگر شیطان نبود