تبلیغات
پایگاه تخصصی زمین شناسی و جغرافیا - زندگی


زندگی با همه ی وسعت خویش ، محفل ساکت غم خوردن نیست ، اضطراب هوس دیدن و نا دیدن نیست .

زندگی جنبش جاری شدن است از تماشا گر آغاز حیات تا جائی که خد ا می داند .

بدون دریا کشتی بی معناست ، مرگ کشتی اما در دریاست ، بدون باور انسان بی معناست ، مرگ انسان اما در انجماد باورهاست ...

وقتی راه رفتن آموختی ، دویدن بیاموز ، دویدن را آموختی پرواز را :

راه رفتن بیاموز زیرا راه هائی که می روی جزئی از تو می شود و سرزمین هائی که می پیمائی بر مساحت تو اضافه می کند ...

دویدن بیاموز ، چون هر چیزی را که بخواهی دور است و هرقدر که زود باشی دیر...

و پرواز را یاد بگیر نه برای اینکه از زمین جدا باشی برای آنکه به اندازه ی زمین تا آسمان گسترده شوی .

من راه رفتن را از سنگ آموختم ، دویدن را از یک کرم خاکی و پرواز را از یک درخت .

بادها از رفتن چیزی بمن نگفتند ، زیرا آنقدر در حرکت بودند که رفتن نمی شناختند . پلنگان دویدن را یادم ندادند زیرا آنقدر دویده بودند که دویدن را از یاد بردند . پرندگان نیز پرواز را بمن نیاموختند ، زیرا چنان در پرواز ِ خود غرق بودند که آنرا به فراموشی سپردند ...

اما سنگی که درد سکون را شنیده بود ، رفتن را می شناخت و کرمی که در اشتیاق دویدن سوخته بود دویدن را می فهمید و درختی که پاهایش در گل بود ، از پرواز بسیار می دانست .

آنها از حسرت به درد رسیده بودند و از درد به اشتیاق و از اشتیاق به معرفت ...